حمد الله مستوفي قزويني
134
تاريخ گزيده
يك سال آنجا بودند . بوقت مراجعت ، مادرش ، در ديه ابوا رحلت كرد . پيغمبر را ( ص ) دايه اش ام ايمن ، اسمها بركة ، به مكه آورد . چون سن مباركش هشت سال و دو ماه و ده روز شد ، جدش عبد المطلب ، در ثانى عشرين جمادى الاول سنه تسع من عام الفيل در گذشت . صد و يازده سال عمر داشت . او را بعم مادر پدرى او ابو طالب سپرد . چون خداى تعالى در ازل پيغمبر را ( ص ) علم لدنى كرامت فرموده بود ، در معنى حكمت ازلى روا نبود كه او را به صورت ، استاد و معلم باشد . لا جرم ابو طالب را دل نمىداد كه بر وى جور آموزگار رود . او را نه بدبستان [ 1 ] فرستاد ، نه پيشهاى آموخت . ابو طالب او را [ در دوازده سالگى بتجارت ] [ 2 ] بشام مىبرد بسخن [ نسطور ] [ 3 ] راهب و مبشرات رسول ، او را باز گردانيد . چون پانزده ساله شد ، خرج خود ، از عمش ، ابو طالب ، برداشت و از كسب معاملات خود كردى . چون بيست ساله شد ، با اعمام خود ، بحرب الفجار [ 4 ] رفت و گروه قيس عيلان را اگر چه كثرت ايشان بيش بود ، منهزم گردانيد . چون پيغمبر ( ص ) طريق راستى مىسپرد ، در عرب مثل گشت . او را امين لقب كردند . چون سن مباركش بيست و چهار سال شد ، جهت خديجه ، با غلامش ، بتجارت بشام رفت و در راه بحيراى راهب ، ازو مبشرات ديد . اهل كاروان را ، از [ كار ] [ 5 ] رسالت او آگاهانيد و ابو بكر را رضى الله عنه گواه گرفت كه به دو ايمان دارم و چهار هزار درم به ابو بكر داد تا چون او دعوت كند ، در راه حق صرف [ گرداند ] . [ 6 ] چون از آن سفر مراجعت كرد ، خديجه زن او شد و ابو طالب خطبه خواند : الحمد للَّه الذى جعلنا من ذرية ابراهيم و زرع اسماعيل و ضئضئ معد و عنصر مضر و جعلنا حصنة بيته وسواس حرمه و جعل لنا بيتا محجوجا و حرما آمنا و جعلنا الحكام على الناس فى محلنا الذى نحن فيه . ثم ان ابن اخى هذا محمد بن عبد الله من
--> [ 1 ] - ف ، ك ، ب : دبيرستان [ 2 ] - ب : او را دوازده ساله كرد و او را بتجارت . . . [ 3 ] - ب : بحيرا [ 4 ] - اين جنگ كه بين دو قبيله كنانه و قيس بوده ، چون در ماه محرم از ماههاى حرام اتفاق افتاده بنام فجار مرسوم شده [ 5 ] - فقط در ، ق ، ر [ 6 ] - ر ، ك : [ كن ]